محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1085
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
طبخى كه كه حيض براند صنعت آن اسارون يك درم سداب نيم درم رازيانه دو درم لوبياى سرخ پنج درم عسل ده درم بجوشانند و صاف كنند و سه روز متوالى بخورند طبخيكه همين خاصيت دارد و نيز مردانى را كه بول ايشان محتبس شده باشد نافع است صنعت آن افسنتين رومى درمنهء تركى ترمس شامى سداب رازيانه تخم كرفس از هريك دو درم انجير زرد پنج عدد كلقند ده مثقال بجوشانند چنانچه رسم است و صاف كنند و سه روز متوالى بخورند و سه روز ديكر استراحت نمايند و باز سه روز ديكر بنوشند و همين عمل كنند تا علت زايل كردد طبخيكه همين خاصيّت دارد صنعت آن لوبياى سرخ حلبه انيسون فوه حب القلت كه بهندى كلتهى نامند از هريك چهار درم سداب سه درم در سه رطل آب بجوشانند تا برطلى آيد صاف نموده قدرى شكر اضافه كنند و هر صباح چهار درم بنوشند طبخى كه همين خاصيّت دارد صنعت آن لوبياى سرخ سه درم فراسيون فوه از هريك چهار درم فودنه ده درم در پنج رطل آب بجوشانند تا به نيمه آيد و صاف كنند و قدرى ميپنحتج اضافه كنند و صباح بنوشند نافع باد باب الطاء مع الرّاء المهملة طريفى بفتح ظاى مهمله و طاى معجمه نيز امده و ظاى معجمه انسب است مقوى قلب و معده و مفرح است و نشاط اورد و نيكو ميكرداند فكر را و نافع است از براى خفقان و التهاب و اشتهاى طعام و سوء مزاج سوداوى و قلب و ماليخوليا و اين معجون را ظريفى به اين سبب ناميدهاند كه هرگاه تناول كنند از آن شربتى ميكردد ظريف از جودت فكر و بسيارى نشاط و نيكوئى كفتار صنعت آن ياقوت رمانى ورق طلا ورق نقره بسد محرق از هريك دو درم مرواريد ناسفته سه درم لعل بدخشى عقيق يمنى كهرباى شمعى از هريك دو درم صندل سفيد صندل سرخ از هريك هشت درم طباشير سفيد كل نيلوفر از هريك پنج درم كل سرخ منزوع الاقماع ساذج هندى از هريك يك درم سعد كوفى اشنه نانخواه انيسون تخم كرفس از هريك سه درم زعفران بادرنجبويه از هريك ده درم افتيمون اقريطى سه درم كل كاوزبان كيلانى هفت درم تخم فرنجمشك زرشك منقى بهمن سفيد شقاقل مصرى عود هندى عنبر اشهب از هريك سه درم مشك تبتى ابريشم مقرض از هريك يك درم املهء منقى پوست هليلهء كابلى از هريك بيست درم كلاب نبات سفيد روغن بادام شيرين از هريك به قدر حاجت شربت سيب شيرين شربت به شيرين آب انار شيرين از هريك پانزده درم مغز نارجيل مقشر هيلبوا جوزبوا از هريك سه درم زراوند طويل زراوند مدحرج درونج عقربى چينى زرنباد از هريك نيم درم روغن بلسان تخم كاسنى حبّ بلسان از هريك سه درم به قدر حاجت معجون سازند چنان كه قانون مفرحات است شربتى از آن از نيم مثقال تا يك مثقال [ طرب المجالس ] [ طرب المجالس منقول از خط حكيم احمد موسوى ] طرب المجالس منقول از خط حكيم احمد موسوى غفر اللّه له قلمى فرمودهاند كه اين منقولست از خط حكيم عماد الدين محمود شيرازى صنعت آن ورق طلا ورق نقره ياقوت رمانى لعل بدخشى مرواريد ناسفته كهربا عنبر اشهب مشك از هريك دو مثقال بسد محرق مرجان قرمزى از هريك سه مثقال بهمن سرخ بهمن سفيد درونج عقربى بادرنجبويه كاوزبان كل سرخ صندل سفيد صندل سرخ كبابهء چينى قرنفل زرنب تودرى كلكون مرزنجوش سبز بستانافروز ساذج هندى عود قمارى خام سعد كوفى سنبل الطيب زعفران مصطكى رومى از هريك پنج مثقال عسل املهء مربا نصف مجموع ادويه آب فواكه به وزن عسل امله عسل سفيد كف كرفته به قدر حاجت بدستور مقرر معجون سازند [ طرب المجالس ديگر مقوى اعضاى رئيسه ] طرب المجالس ديكر مقوى اعضاى رئيسه است و در اوردن نشاط و شكفتى بينظير و مقوى باه است و معده را قوت دهد و اشتهاى صادق اورد و طعام هضم كند و پيران و سردمزاجان را بنهايت موافق است صنعت آن ياقوت رمانى مرواريد ناسفته لعل بدخشى يشب سبز از هريك دو درم لاجورد مغسول فيروزهء نيشابورى از هريك يك درم كهرباى شمعى عقيق يمانى مرجان سرخ زبرجد از هريك يك مثقال فلفل زنجبيل نارمشك درونج عقربى زرنباد ساذج هندى پوست هليلهء كابلى كشنيز خشك كل نيلوفر از هريك چهار درم سعد كوفى شقاقل مصرى مصطكى رومى زرشك منقى از هريك سه درم سنبل الطيب قاقله كبار قرفه قاقلهء صغار كل مختوم كل ارمنى بادزهر حيوانى از هريك يك درم تخم كاسنى تخم فرنجمشك تخم بالنكو بادروج از هريك دو درم جدوار خطائى فرنجمشك بادرنجبويه از هريك سه درم ورق طلا ورق نقره محلولين از هريك پنج درم كبابهء چينى دو درم عنبر اشهب يك درم مشك تبتى نيم درم كلاب عرق بيدمشك عرق كاوزبان از هريك يكصد درم نبات مساوى تمام اجزا عسل مصفّى دو وزن اجزاى مذكور بدستور تركيب نموده بعد از چهل روز استعمال نمايند [ طرب المجالس از متاخرين ] طرب المجالس اين نسخه از متاخرين است قوت دل و دماغ و جكر و معده دهد و پشت و كرده را بنهايت قوى كرداند و نعوظ اورد و باه را قوت دهد و اشتهاى طعام اورد و هاضمه را قوت بخشد صنعت آن ياقوت رمانى لعل بدخشى مرواريد ناسفته مرجان قرمزى فيروزهء نيشابورى از هريك يك مثقال كهرباى شمعى بسد محرق مغسول جدوار خطائى دوقو حب الزلم شقاقل مصرى خولنجان خصية الثعلب مصرى بهمن سرخ بهمن سفيد تودرى زرد تودرى سرخ وجّ تركى لسان العصافير حب البان مغز تخم خيارين تخم هليون حسك مربا دارچينى اسارون كبابهء چينى بسباسه قرنفل جوزبوا قسط شيرين درونج عقربى فرنجمشك كل كاوزبان بادرنجبويه تخم فرنجمشك صندل سرخ صندل سفيد بوزيدان از هريك دو مثقال تخم خرفهء مقشر تخم كندنا تخم جزو عود قمارى خام نارمشك دارفلفل از هريك يك مثقال مغز بادام شيرين مقشر مغز نارجيل مقشر مغز پسته مقشر كنجد مقشر از هريك چهار مثقال زعفران سه مثقال عنبر اشهب يك مثقال مشك تبتى خالص نيم مثقال ورق طلا ورق نقره از هريك يكصد عدد جزو اعظم سى مثقال روغن جزو اعظم مقدارى كه ادويه را بان چرب سازند عسل مصفّى سه وزن مجموع ادويه بدستور مقرر معجون سازند و بعد از چهل روز استعمال نمايند شربتى از نيم درم تا يك درم باب الطّاء مع الّلام [ طلا ] فصل در ذكر نسخ اطليه بدانكه اطليه جمع طلا است و طلا بكسر طاى مهمله و لام و الف مثل اسم ادويهء رقيقه القوامى است كه بر بدن بمالند و طلاهائيكه در انها افيون و بزر البنج و پوست خشخاش بود در افيون ذكر يافت و آنچه در انها نيست اينجا ذكر مييابد طلائى كه استسقاى لحمى را سود دارد صنعت آن درمنهء تركى صدف سوخته بورهء ارمنى سركين كاو كهنه مساوى با سركه طلا كنند طلائى كه در تحليل رطوبات بدن مستسقى مجرب است صنعت آن كوكرد زرد مازوى سبز سوخته صبر سقوطرى حنا سوده مارقشيشاريم آهن سركين كاو سركين بز كوفته و بيخته بسركهء شراب و بول طفل يا كاو و سكنجبين عسلى سرشته بر موضع نفخ طلا نمايند طلائى كه براى استسقا نافع است صنعت آن سنبل سعد قردمانا مرمكى ايرسا قسط تلخ با روغن بلسان بمالند طلائي ديكر جهة استسقا صنعت آن صدف سوخته كبريت زرد حماما سركين كبوتر جندبيدستر حرف بابلى اشق زعفران بورهء ارمنى اجزا را مساوى كوفته با آب سداب طلا نمايند طلائىكه خداوند اتشك را نافع باشد صنعت آن ماميران چينى موميائى پيه قاوندى شنجرف زنجار زاج سفيد صبر زرد از هريك دو درم سورنجان كندر مرداسنج پوست نارنج بيخ بنفشه روغن كل موم سفيد از هريك سه درم توتياى كرمانى برك حنا اشق كثيرا مصطكى بورهء ارمنى زيبق كشته از هريك پنج درم پيه بز سياه ده درم روغن كل سى درم مغز ساق كاو بيست درم اجزا كوفته و بيخته زيبق را با حنا و آب ليمو بكشند و موم و روغن و مغز ساق كاو را درهم بكدازند و مجموع را درهم خوب بياميزند و خوب سحق كنند و در سائيدن بسيار مبالغه نمايند آن كاه بر بدن طلا كنند طلائى كه اسهال و قى بازدارد صنعت آن كل سرخ پنج درم اقاقيا كلنار مازوى سبز شب يمانى جوز السرو صندلين عدس برك مورد از هريك يك درم طباشير دو درم باب برك به بر شكم و معده و پشت طلا كنند طلائى كه زخم اتشك را زود باصلاح اورد در اين باب نظير ندارد